الشيخ عزيز الله عطاردي (مترجم: عطائى)
92
مسند الإمام الكاظم (ع) (مسند امام الكاظم ع) (فارسى)
را كه مىخواهى اجابت كن ! همراه او حركت كردم مرا تا درِ خانهء متروكهاى آورد و وارد خانه كرد ، ديدم موسى بن جعفر عليهما السلام روى حصيرى نماز مىخواند ! پس از نماز فرمود : « ابوجعفر بنشين ! » نشستم ، نشانههاى امامت او را از ادب و علم و منطق ديدم ، فرمود : « هرچه همراه دارى بياور ! » همه را خدمت آن حضرت بردم با دستش به آن كيسه اشاره كرد كه يك درهم آن زن ( شطيطه ) داخل آن بود ، فرمود : « آن را باز كن ! » باز كردم ، فرمود : « واژگون كن ! » واژگون كردم ، يك درهم كج شدهء شطيطه پيدا شد . فرمود : « آن بغچه را باز كن ! » آن را باز كردم ، از آن ميان با دست خودش آن هوله را برداشت ، درحالى كه رو به من كرده بود ، فرمود : « همانا خداوند نسبت به حق شرم نمىكند ! اى ابوجعفر ! سلام مرا به شطيطه برسان ! و اين كيسه را به او بده ! - سپس فرمود - آنچه همراه دارى به صاحبانش بازگردان و به آنها بده و به او بگو : من آن را قبول كردم و صلهء شما با اوست » . ابوجعفر مىگويد : نزد آن حضرت ماندم و با من گفتگو كرد و مرا آموزش داد و فرمود : « آيا ابوحمزهء ثمالى كنار كوفه به شما چنين و چنان نگفت درحالى كه شما زاير قبر اميرالمؤمنين عليه السلام بوديد ؟ » گفتم : آرى . فرمود : « چون خداوند قلب مؤمن را نورانى كند ، نشانى او در سيمايش بود ! » سپس به من فرمود : برخيز برو نزد افراد مورد وثوق امام قبلى و از آنها راجع به نصّ و تصريح وى به امامت ( امام بعدى ) بپرس ! ابوجعفر خراسانى مىگويد : گروه زيادى از ايشان را ديدم ، دربارهء نصّ بر امامت موسى عليه السلام گواهى دادند . سپس ابوجعفر به خراسان رفت ، داوود رقّى مىگويد : از خراسان به من نامه نوشت كه گروهى از صاحبان